آشنایی با سبک امپرسیونیسم (برداشت گرایی)

چهارشنبه 14 شهریور 1397

محبوبه اردکانی زاده

واژه امپرسیونیسم (Impressionism) برای توصیف سبکی از نقاشی که در دهه ۱۸۷۰ میلادی در فرانسه آغاز شد، بکار می رود. نام امپرسیونیسم از تابلوی کلود مونه به نام «امپرسیون طلوع آفتاب» گرفته شده است. امپرسیون به معنی تاثیر یا دریافت شخصی است.

نقاشی که به سبک امپرسیونیسم کار می کند، امپرسیونیست نامیده می شود. در مکتب امپرسیونیسم نقاش، طبیعت را همانگونه که می بیند به تصویر می کشد و رنگ آمیزی می کند و حالات را توسط رنگ های مختلف نمایش می دهد. امپرسیونیست ها می خواستند تاثیر نور و سایه را روی اشیاء نشان بدهند؛ به همین جهت مجبور بودند خیلی سریع کار کنند. این طرز نقاشی باعث می شد که سطح تابلوها بافتی خشن و لکه لکه پیدا کند. از آنجا که زاویه تابش نور روی اجسام در طول روز ثابت نمی ماند، آنها گاه مجبور می شدند یک منظره را چندین بار نقاشی کنند.

امپرسیونیست ها نقاشی در فضای باز را بر کار کردن در کارگاه ترجیح می دادند. آنها نور را مهم ترین عنصر در نقاشی می دانستند. آنها می خواستند یک صحنه را دقیقاً به همان شکلی که در آن لحظه می دیدند، به تصویر بکشند. تعدادی از نقاشان پیشگام مکتب امپرسیونیسم عبارتند از: کلود مونه، ادوارد مانه، پی یر اگوست رنوار، ادگار دگا، کامیل پیسارو، آلفرد سیسلی، پل سزان و برت موریس.

امپرسیونیسم سبکی از نقاشی است که از پاریس و فرانسه میانه قرن نوزدهم شروع شد. برخلاف هنرمندانی که پیش از پیدایش سبک امپرسونیسم فعالیت می کردند، امپرسیونیست ها بیشتر نقاشی هایشان را در فضای باز نقاشی می کردند و دوست داشتند که موضوعات طبیعت مانند درختان، دشت ها و کشتزارها و اقیانوس ها را به تصویر بکشند. امپرسیونیست ها اغلب موضوعاتشان را از فضای آزاد میگرفتند و آن چه را که در آن می دیدند نقاشی می کردند.

موقعی که امپرسیونیست ها انسان ها را نقاشی می کردند نقاشی هایشان به نحوی بود که به عنوان مثال دختری را که مشتاقانه منتظر شروع بازی است یا کارگرانی که در تخت خواب های محقر استراحت می کنند را می کشیدند. آنها اغلب اعضای خانواده و دوستانشان را به عنوان سوژه نقاشی هایی که از انسان ها می کشیدند انتخاب می کردند.تا پیش از امپرسیونیست ها، نقاشان معمولاً سوژه اصلی نقاشی هایشان را درمرکز نقاشی قرار می دادند و این سوژه اولین چیزی بود که تماشاگر توجهش به آن جلب می شد و به آن نگاه می کرد و زمینه نقاشی چندان مهم به نظر نظر نمی رسید. همچنین تا پیش از امپرسیونیست ها تمرکز اصلی در میانه نقاشی بود.

امپرسیونیست ها اغلب تأکید بیشتری بر جای وقوع ماجرا یا سوژه و شخصیت اصلی داشتند. برای این کار آنها سوژه اصلی را ترجیحاً به جای اطراف در مرکز نقاشی قرار می دادند.

نقاشی یک امپرسیونیست بیشتر شبیه به عکس است. یک عکس نه تنها سوژه اصلی، بلکه هر چیزی در اطراف سوژه است را هم به تور می اندازد. عکاسی هم درست در میانه قرن نوزدهم یعنی هم دوره پیدایش امپرسیونیسم محبوبیت پیدا کرد و دید امپرسیونیست ها را نسبت به چیزها تحت تأثیر قرار داد.

تا پیش از امپرسیونیست ها، نقاشان بیشتر در یک مکان بسته می نشستند و نقاشی می کردند و نقاشی هایشان را نیز بسیار دقیق و با جزییات می کشیدند.

در سبک امپرسیونیسم، هنرمندان در بند این نبودند که تصویری را دقیقاً و به طور کامل شبیه به سوژه نقاشی کنند. آنها از ضربات قلم موی کوتاه استفاده می کردند و نقاشی را به صورت پرپشت و ضخیم رنگ می کردند تا یک ایده یا احساس را بیافرینند. ونسان ون گوگ مثال خوبی از این نوع تکنیک است. رنگ روی پرده نقاشی های او بسیار کلفت و ضخیم بود.

به این نقاشی که شب پرستاره بر روی رن نام دارد Starry Night Over the Rhone نگاه کنید و به ضربات قلم موی کوتاه دقت کنید. همچنین رنگ های نقاشی به قدری ضخیم است که می توان حتی سایه خود رنگ ها را دید. به خاطر ضربات کوتاه سریع قلم و اگر شما خیلی نزدیک به یک نقاشی امپرسیونیست بایستید و به آن نگاه کنید، اغلب نقاشی شبیه به هیچ چیز نیست مگر یک دسته گلوله رنگ. تنها موقعی که شما از نقاشی دور می شوید می توانید تصویر کامل را ببینید.

ویژگی دیگر نقاشی امپرسیونیستی مطالعه نور است. این که نور چگونه سایه ها و رنگ های سوژه ها را تغییر می دهد، خیلی مورد علاقه امپرسیونیست ها بود. برای مثال، کلود مونه تصویرهای زیادی از یک  موضوع در زمان های مختلف در طول روز و در فصل های مختلف می کشید تا ببیند که نور چگونه بر نقاشی هایش اثر می گذارد.

منبع: 020.ir 

دیدگاه شما