حسام ابریشمی ( نقاش و مجسمه ساز )
سهشنبه 20 شهریور 1397
محبوبه اردکانی زاده
حسام ابریشمی نقاش و مجسمهساز ایرانی است. او در ایالت کالیفرنیا در امریکا زندگی میکند. او علاوه بر نقاشی به خلق مجسمههایی از جنس برنز اقدام نموده و اخیراً به نقاشی بر روی شیشه نیز مشغول شدهاست.
او در سال ۱۳۳۰ در شهرشیراز متولد شد. دلباختگی اش به هنر نقاشی به سالهای نوجوانی اش بر می گردد که با تشویق و تحسین جدی معلمان هنر دبیرستانی اش، آقایان معزی و نمازی، که هر دو نقاش بودند، پرداختن به نقاشی را بر همهٔ کارها برتری داد و اساس زندگی اش را بر اصول این هنر پایه گذاشت. در سال دوم دبیرستان، در مسابقهٔ سراسری نقاشی، ابتدا در شهر شیراز و سپس در کل کشور، رتبهٔ اول را کسب نمود.
![]() |
در سال ۱۳۵۴ برای ادامهٔ تحصیلات عالی اش در رشتهٔ نقاشی راهی ایتالیا شد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای "پیترو وانوچی"، در شهر "پروجا"، به تحصیل و تمرین هر چه بیشتر نقاشی تا مقطع فوق لیسانس پرداخت. این دوره، نخستین تماس جدی حسام با نگرش هنری غرب بود. حسام ابریشمی در سال ۱۳۵۸ به ایران بازگشت و متأثر از جو انقلابی کشور و دگرگونیهای ناشی از آن، کارهایی با مضامین و مفاهیم سیاسی و اجتماعی به تصویر کشید. هدف او در این نقاشیها دیگر ثبت نمادی از طبیعت نبود. حرفهایی داشت که باید می زد و زبان بیانش تصویر بود و اینچنین بود که از باز نمایی طبیعت فاصله گرفت و به بیان درونیاتش گروید. حسام در سال ۱۳۶۳ مجدداً به ایتالیا برگشت و پس از هشت ماه اقامت در آنجا راهی لوس آنجلس شد. او در سال ۱۳۶۶ با خلق نقاشیهای کتاب "حماسهٔ پادشاهی کیومرث "، عرصهٔ جدیدی از فعالیتهای هنری را به روی خود گشود. در سال ۱۳۷۱ همکاری رسمی اش را با "کالکتورز ادیشنز" آغاز کرد و از طریق این شرکت شناخته شدهٔ انتشاراتی هنری، موفق به نشر و عرضهٔ آثار هنری خود در سطح جهانی گشت.
![]() |
فعالیتهای هنری
نقاشیهای حسام پس از بازگشت به ایران به مرور ویژگیهای رئالیستی خود را از دست دادند و حال و هوای انتزاعی به خود گرفتند. مجموعهای از طراحیهای پر شور آن سالهای او به نام "فریاد ها"، در سال ۱۳۶۱ در تهران به چاپ رسید و با استقبال بسیار رو به رو شد. پیش از آن نیز در سال ۱۳۵۹ در یک نمایشگاه گروهی در موزهٔ هنرهای معاصر تهران، برخی آثارش را در کنار آثار دیگر نقاشان ایرانی به نمایش گذارد. نخستین نمایشگاه انفرادی اش اما، در سال ۱۳۶۰ در زادگاهش، شیراز، بر پای گشت که دو سال پس از برگزاری نخستین نمایشگاه انفرادی او درشهر پروجای ایتالیا بود.
گزینههایی از آثار نقاشی او در قالب سه مجموعهٔ مجزا، توسط کالکتورز ادیشنز در آمریکا چاپ و منتشر شدهاست. همچنین عناوین متعددی از کتابهای مرجع دانشگاههای آمریکا در زمینهٔ جامعه شناسی و روان شناسی، از طراحیها و نقاشیهای حسام ابریشمی به عنوان طرح روی جلد بهره برده اند و بسیاری از صفحههای این کتابها نیز با نقشهای او تکمیل شدهاست.
![]() |
حسام در فاصلهٔ سالهای ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۵ در هفتاد و دو نمایشگاه انفرادی و گروهی و جشنوارهٔ هنری شرکت کرد و بیست و یک جایزه دریافت نمود. مجسمه سازی را از همان سالهای نخست فعالیت هنری اش در ایتالیا نیز، دوست می داشت و گاه تجربه هم میکرد. از سال ۱۳۷۷ اما، بهطور جدی به خلق پیکرههای برنزی پرداخت.
او در ادامهٔ فعالیتهای گسترده و متعددش، در سال ۱۳۷۸ با همکاری برخی دوستان هنرمندش به تأسیس انجمن هنرهای تجسمی "سیوا" ، برای هنرمندان ایرانی ساکن غربت پرداخت. این انجمن که گروهی از هنرمندان نقاش و مجسمه ساز پیش کسوت مقیم کالیفرنیا را نیز در خود جای داده است، می کوشد تا دست هنرمندان جوان خارج از کشور را بگیرد، استعدادهای تازه را کشف کند و راههای درست تر را به آنها نشان دهد، تا سیر هنرهای تجسمی ساکن غربت، تا سر حد امکان در مسیر اصولی تری باقی بماند. از سال ۱۹۹۸ تاکنون حسام ابریشمی در نمایشگاه بین المللی نقاشی در شهرنیویورک در مقام یکی از موفقترین هنرمندان شرکتکننده در این رویداد معتبر جهانی بودهاست .
![]() |
حسام ابریشمی با اینکه در نقاشی اعتبار جهانی دارد، دلش مدام برای ایران و زادگاهش شیراز پَر میکشد. او از آن دسته هنرمندان مهاجر است که دوست دارد وطنش را همچون بنفشهها با خود ببرد هر کجا که خواست.
این هنرمند برجسته کلید شهر فلوریدا را پس از برگزاری یک نمایشگاه نقاشی باشکوه از دست شهردارش گرفته است و شهروندانی در آن سوی جهان 24 مارس را در تقویمهایشان با نام او میشناسند.
ابریشمی بیش از 160نمایشگاه فردی و 40نمایشگاه گروهی داشته است اما بیشتر در خارج از ایران. نقاش شدن او بر میگردد به روزهای نوجوانی؛ با شیطنت بسیار دوران نوجوانی را پشت سر میگذاشت تا اینکه در 14سالگی با خریدن دفتر نقاشی و مداد کنته تصمیم گرفت نقاشیهای بهتری بکشد. از روی یکی از طرحهای دبیر نقاشی که آقای« معزی» نام داشت، پیرمردی را با صورت چروکیده کشید که مورد استقبال قرار گرفت.
آقای دبیر میگوید که به هیچ شاگردی تا آن روز نمره 20 نداده ولی حالا میخواهد این طلسم را بشکند. حسام ابریشمی آن روز از پای تخته تا نیمکت را در ابرها قدم برداشت. برایش لحظات به کندی سپری میشد و از همان زمان برای کسب مهارت در نقاشی تصمیم خود را گرفت. او که شبهای امتحان به بهانه درس خواندن خلوت میکرده تا به صورت پنهانی مشغول به کشیدن نقاشی شود، این هنر را بدون استاد و آموزگاری تا آنجا دنبال میکند که میتواند در فارس و سپس در مسابقات سراسری، رتبه اول را به خود اختصاص دهد.
![]() |
تصمیم بزرگ
ابریشمی با اشاره به اینکه از زمان خدمت سربازی به صورت جدی نقاشی کشیدن را آغاز کرده است، میگوید: در دوران قبل از انقلاب اسلامی و مدتی پس از دوران سربازی برای رادیو و تلویزیون و شرکتهای گاز و صنایع الکترونیک نقاشی میکشیدم و امور مربوط به طراحی شان را عهده دار بودم. درآمد بسیار خوبی هم داشتم چون ضمن این نوع فعالیتها همچنان پرتره هم میکشیدم اما ناگهان متوجه شدم که از هدف اصلی دور مانده ام به همین دلیل به فلورانس سفر کردم. وی میافزاید: در زمان دانشجویی برای امرار معاش صورت گردشگران شهر فلورانس را برای فروش نقاشی میکردم و البته بازار خوبی هم داشتم.
ابریشمی که با ترکیبهای بدیع، رویا ثبت میکند، ادامه میدهد: برای پیشرفت در نقاشی مهاجرت کرده ام با این حال دلباخته ایران هستم و مدام به استان فارس سفر میکنم.
![]() |
این هنرمند مهاجر که مدرک فوق لیسانس رشته نقاشی را از ایتالیا و دکترای خود را از آمریکا گرفته است، چندان به مدرک تحصیلی در هنر اهمیتی نمیدهد و معتقد است اگر سواد با تجربه و مهارت آمیخته نشود کاربردی نیست و موفقیتی به دنبال ندارد.
ابریشمی در خصوص فعالیت روزانه اش میگوید: روزی12 ساعت در کارگاه به نقاشی مشغولم و برنامه ریزیهای مربوط به برگزاری نمایشگاه و فروش آثار از سوی یک شرکت هنری به صورت تخصصی انجام میشود. حتی در خرید بوم و لوازم نقاشی نیز دخالتی ندارم و تمرکز خود را فقط بر روی حرفه ام میگذارم.
دنیای رنگی و بدون رنگ
ابریشمی را با دنیای رنگ میشناسیم اما گاهی در غیاب رنگ، اندوه را با خطوط سیاه و تیره بر زمینه سپید بوم نقش میزند. او قرار است بیشتر تصویرگر انسانهایی شاد و دست افشان باشد.
وی در خصوص رنگی و یا سیاه و سفید بودن آثارش میگوید: آن دسته نقاشیها که در آنها از رنگ استفاده میکنم بیانگر رویاهای من هستند که در نامگذاری این آثار نیز سعی دارم از کلمه رویا به طور خاص بهره گیرم. آثار رنگیام از شادی و خوبی لبریز است اما در کارهای سیاه و سفید با اندوه و نگرانی، واقعیت روزگار را نقاشی میکنم.
![]() |
ابریشمی شرایط اجتماعی و جغرافیا را در رنگی یا سیاه و سفید بودن آثارش مؤثر میداند و اضافه میکند: گاهی در حال کشیدن یک نقاشی با استفاده از رنگ، متوجه اخبار ناراحتکنندهای میشوم و دیگر ادامه آن نقاشی برایم امکانپذیر نیست، پس رنگهای تیره را برای کشیدن نقاشی دیگری آماده میکنم.
این هنرمند نقاش بر اهمیت آزاد بودن هنرمند تأکید میکند و ادامه میدهد: هنرمند آزاد است و باید آزاد گذاشته شود؛ هر هنرمندی ممنوعیتهای قانونی، شرعی و عرفی کشورش را میداند و کمتر پیش میآید آنها را در آثارش رعایت نکند.
وضعیت هنر در ایران
ابریشمی در خصوص برگزاری نمایشگاه در کشورهای دیگر میگوید: در کشورهایی مانند ایتالیا، کانادا، استرالیا، آمریکا، ژاپن، انگلستان، شیلی و... نمایشگاه برگزار کردهام و همواره مورد پذیرش، حمایت و احترام بوده ام. او میافزاید: در ایران عزیز تنها 2 بار در بیش از 40 سال فعالیت هنری توانسته ام آثارم را به نمایش بگذارم؛ امیدوارم در این باره فرصت بیشتری پیدا کنم.
وی به مقایسه وضعیت برگزاری نمایشگاه در ایران با سایر کشورها میپردازد و ادامه میدهد: هنرمند در خارج از کشور تنها دغدغه خلق کردن اثر را دارد اما اینجا از گرفتن مجوز تا یافتن یک گالری مناسب و تبلیغات و... از مشغلههای هنرمند نقاش است.
![]() |
ابریشمی اضافه میکند: در مقایسه شرایط عرضه آثار هنری در ایران با سایر کشورها تا اندازه ای متأسف میشوم؛ خاصه به این دلیل که برخی نمایشگاهها و آموزشگاهها به دلایل مختلف مجبور به تعطیلی میشوند.
وی نسبت به ارتقای وضعیت اقتصاد هنر در ایران ابراز امیدواری میکند و میافزاید: اگر روزی هنر در ایران به عنوان یک شغل پذیرفته شود تا هنرمند بتواند پیشرفت کند و به لحاظ کسب درآمد در تنگنا نباشد، آن وقت وضعیت مطلوب خواهد بود. البته در کشورهای دیگر نیز رقابت زیاد است و فرصتها در اختیار افراد مستعد و کوشا قرار داده میشود.
ابریشمی باور دارد که اگر فردی دارای استعداد باشد، میتواند با پشتکار به موفقیت دست یابد و محدودیت در هیچ کجای دنیا نمیتواند مانعی برای رشد هنرمند باشد.
![]() |
منابع: wikipedia.org, hamshahrilinks.org







