از خط تا خط مهدی سعیدی

چهارشنبه 11 مهر 1397

محبوبه اردکانی زاده

مهدی سعیدی یکی از موفق‌ترین طراحان دوره‌ی اخیر گرافیک معاصر ایران می باشد. موفقیت وی را در ٢حوزه می‌توان خلاصه کرد، یکی آن‌که توانسته است براساس خط و هویت ایرانی به یک بیان بصری قابل قبول و خاص خود برسد که شاید خواست بسیاری از طراحان ایده‌آل‌گرا باشد و دیگر آن‌که به یمن این حرکت توانسته است در بسیاری از فستیوال‌ها و جشنواره‌های جهانی جلب توجه کند و جوایز و افتخارات زیادی را کسب کند. کتاب (از خط تا خط) مجموعه‌ی تلاش‌ها و ایده‌های مهدی سعیدی طی ۱۴سال اخیر می‌باشد که سال۹۲ وارد بازار هنر شده است. کتاب شامل چندین مقدمه از هنرمندان و طراحان مطرح بین‌المللی و ایرانی می‌باشد.از جمله «آلن لوکرنک» از فرانسه، «رنه ونر» و «نیکلاس تراکسلر» از سوییس، «یوجی ساتو» از ژاپن و «آیدین آغداشلو» از ایران. مقدمه‌ی آلن لوکرنک به‌غیر از آن که تعریف و تمجیدی از مهدی سعیدی باشد حاوی نکاتی آموزنده، جالب و قابل تامل است راجع به نوع نگاه یک هنرمند غیر ایرانی به اثاری از این دست، که در این پست بخشی از آن را می‌آوریم .

آلن لوکرنک نوشته است: من همیشه جریان گرافیک معاصر ایران را به جریان طراحی پوستر لهستان در دههء شصت تشبیه کرده ام. از این نظر که قضاوت های صورت گرفته در مورد این دو جریان به هم نزدیک اند.  به عنوان مثال به اشتباه از یک سبک پوستر لهستانی صحبت به میان آورده می شود حال آن که هر یک از هنرمندان این جریان، شیوه خاص و بدیع را گسترش می دادند. در مورد گرافیک ایران نیز همین گونه است؛ غنای آن منوط به سبک های فردی، متنوع و همچنین استعدادهای گوناگونی است که آن را می سازند. بسیاری در غرب حضور این جریان پوستر ایرانی را ندیده اند، یا قادر به درک آن نبوده اند، همهء ما در زمانی از زندگی خود فاقد بصیرت و بی تفاوت می شویم و اغلب اوقات درک این واقعیت به واکنش های اصولگرایانه می انجامد. رضا عابدینی، یکی از مستعدترین گرافیست های این نسل، نخستین هنرمندی بود که مورد توجه و تشویق های بین المللی قرار گرفت و بدین ترتیب، ناخواسته موجب مخفی ماندن جنبه های غنای گرافیک ایران که همانا تنوع آن است،گردید.امروزه نوبت مهدی سعیدی است که جوایز، افتخارات و امتیازات را درو کند. من انتظارش را دارم، چرا که هر چیز زمانی دارد، من از مدت ها پیش تصاویر او را مشاهده کرده بودم و کاملاً تصور می کردم که این موفقیت می بایست روزی از راه برسد.

ارزش موفقیت را باید خوب شناخت؛ موفقیت همانند مد، موقتی، گریزان و متغیر است، اما بی فایده نیست چرا که موفقیت، نگاه ها را با خود به سوی یک اثر می برد و بدین گونه ارزش آن اثر را مشهود می سازد. هر فرهنگ و هر کشوری، خواه در زمینهء فرهنگی یا تجاری، زبانی گرافیکی را گسترش می دهد که این زبان، هم زمان به ویژگی های فرهنگی خاص محیط خویش و به کد های ارتباط بین المللی پاسخ می دهد. اشتباه خواهد بود اگر بخواهیم از این جهانی سازی، روش ها و تکنیک های ارتباطی فرار کنیم. این گونه است که بسیاری از کشور های دنیا روح خود را از دست داده اند و این چنین به ترویج زبانی واحد دست یازیده اند که به مقتضای مد، تغییر و نوسان پیدا می کند. برای معاصر بودن، گرافیک نباید کاملاً این کد ها را بپذیرد. کشورهایی با سنت فرهنگی و گرافیکی قوی، همچون ژاپن، این نکته را ثابت کرده اند و من فکر می کنم در مورد ایران نیز همین گونه باشد. من بارها گفته ام که گرافیک ایران بسیار مدیون کار مرتضی ممیز است. او استعدادها را گرد هم آورد و گرافیک معاصر را دوباره وارد دانشگاه نمود. ممیز میل به مدرنیسم و بعد هنری را برانگیخت. لیکن اگر ایران وارث فرهنگ غنی و خصوصاً ناب در عرصهء هنرهایی چون، خوشنویسی و تصویرگری نبود، علی رغم نفوذ خارق العادهء ممیز، فکر نمی کنم عمل وی می توانست نتایجی این چنین مثال زدنی به بار بیاورد.

طراحان ایرانی، به ویژه جوانان، نشان داده اند تا چه حد توانایی آن را دارند که کدهای طراحی بین المللی را در هم بیامیزند. و این نکته را در مسابقات مختلف چه از نظر کیفیت در ایده و چه از نظر کیفیت در اجرا به اثبات رسانده اند. البته هر چند این واقعیت وجود دارد، اما من همواره آثاری را ترجیح می دهم که کدهای آن با فرهنگ من هم خوانی ندارند، آثاری که در آن، انگلیسی عرصه را به نفع فارسی خالی می کند. درزمانی که تایپوگرافی در مغرب زمین نقش بیش از پیش مهمی ایفا می کند و باعث می شود که متن به تصویر یا موتیف تبدیل شود، ایران با سنت خوشنویسی خود – که در سطح یک هنر شناخته می شود – یکباره خود را در رأس قلهء مدرنیته می یابد. به خصوص الفبای فارسی که بی نهایت غنی تر و تزئینی تر از الفبای لاتین است امکان کمپوزیسون های بی نظیری را که هرگز با الفبای لاتین قابل تصور نیست فراهم می کند.

تمام این حرف ها برای این است که بگویم استعداد مهدی سعیدی زمانی آشکار و متمایز می شود که وی به نوشتار اهمیت می دهد. این را می توان درپوستر ” جشنوارهء موسیقی ذکر و ذاکرین “، پوستر ” سه نگاه ایرانی”، پوستر ” باغ ایرانی ” و یا حتی در پوستر کنگرهء ” شیخ صفی الدین ارموی اردبیلی ” دید. تاکید من بیش تر بر این تصاویر است تا تصاویر دیگر او، هر چند می دانم این آثار نیز بخش مهمی از کارهای مهدی سعیدی است که ظرافت رویکرد و دقت تجزیه و تحلیل خود را به ما نشان می دهد، اما در تصاویر نامبرده او در عین دقت و وفاداری به موضوع خود، و بدون کاستن از اهمیت شان حتی از موضوع هم فرا تر می رود. این جاست که مهدی سعیدی بیش از یک گرافیست جلوه گر می شود. او یک خالق است وتصاویری خلق می کند که وجودشان از خودشان است. و این کار همیشه ساده و آشکار نیست، چراکه هنرمند همیشه به نکات قوی خود واقف نیست… واقعاً مشکل است که در مسیر تنهای خلاقیت و ابتکار باقی ماند و ادامه داد، درعوض به سهولت می توان موفقیت ها را تکرار کرد… جامعهء گرافیک ایران به ارزش های خود اطمینان دارد. هر سال استعداد های تازه ای از راه می رسند و هر یک مجبورند دائما از دیگری گوی سبقت بربایند. طراح گرافیک از طرفی در خدمت موضوع (سوژه) خود و شخص سفارش دهنده است، ولی بردهء او نیست، طراح گرافیک زمانی به هنرمند تبدیل می شود که اثرش سفارش را فراتر نهاده و اثر وجودش را از خودش بگیرد. بی تردید این یک رویاست، یک توهم است اما به زحمت امتحان کردنش می ارزد. من بی صبرانه منتظرم ببینم چگونه کار مهدی پیشرفت می کند، چگونه او  سبک خود را حفظ و تلطیف می کند. با استعدادی که وی تا کنون از خود نشان داده جای هیچ گونه نگرانی نسبت به آینده خود باقی نمی گذارد.
یادآور می شویم این کتاب با شمارگان دو هزار نسخه، ۳۸۴ صفحه و بهای ۷۰ هزار تومان از سوی انتشارات کتاب آبان روانه کتابفروشی‌ها شده است.

 

منبع: roozrang.com

دیدگاه شما